شهید وطن

خرید بک لینک
اگر ز رنگ رخ یار ما خبر دارد ز لاله زار و ز نسرین و گل چرا گوید ز راه غیرت گوید که تا بپوشاند رها کند سر چشمه حدیث پا گوید که پاره پاره به تدریج ذره که گردد فنا شود که اگر تند و بر ولا گوید کهی که ذره بود پیش او دو صد که قاف دوان دوان شود آن دم که او بیا گوید چو گوش کوه شنید آن بیای فرخ او به سر بیاید و لبیک را دو تا گوید به حق گلشن اقبال کاندر او مستی چو گل خموش که تا بلبلت ثنا گوید 945 ندا رسید به جان ها که چند می پایید به سوی خانه اصلی خویش بازآیید چو قاف قربت ما زاد و بود اصل شماست به کوه قاف بپرید خوش چو عنقایید ز آب و گل چو چنین کنده ایست بر پاتان بجهد کنده ز پا پاره پاره بگشایید سفر کنید از این غربت و به خانه روید از این فراق ملولیم عزم فرمایید به دوغ گنده و آب چه و بیابان ها حیات خویش به بیهوده چند فرسایید خدای پر شما را ز جهد ساخته است چو زنده اید بجنبید و جهد بنمایید به کاهلی پر و بال امید می پوسد چو پر و بال بریزد دگر چه را شایید از این خلاص ملولید و قعر این چه نی هلا مبارک در قعر چاه می پایید ندای فاعتبروا بشنوید اولوالابصار نه کودکیت سر آستین چه می خایید خود اعتبار چه باشد بجز ز جو جستن هلا ز جو بجهید آن طرف چو برنایید درون هاون شهوت چه آب می کوبید چو آبتان نبود باد لاف پیمایید حطام خواند خدا این حشیش دنیا را در این حشیش چو حیوان چه ژاژ می خایید هلا که باده بیامد ز خم برون آیید پی قطایف و پالوده تن بپالایید هلا که شاهد جان آینه همی جوید به صیقل آینه ها را ز زنگ بزدایید نمی هلند که مخلص بگویم این ها را ز اصل چشمه بجویید آن چو جویایید 946 میان باغ گل سرخ های و هو دارد که بو کنید دهان مرا چه بو دارد پیاله ای به من آورد لاله که بخوری خورم چرا نخورم بنده هم گلو دارد گلو چه حاجت می نوش بی گلو و دهان رحیق غیب که طعم سقا همو دارد چو سال سال نشاطست و روز روز طرب خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل کسی که ساقی باقی ماه رو دارد به آفتاب جلالت که ذره ذره عشق نهان به زیر قبا ساغر و کدو دارد سوال کردم از گل که بر که می خندی جواب داد بدان زشت کو دو شو دارد غلام کور که او را دو خواجه می باید چو سگ همیشه مقام او میان کو دارد سوال کردم از خار کاین سلاح تو چیست جواب داد که گلزار صد عدو دارد هزار بار چمن را بسوخت و بازآراست چه عشق دارد با ما چه جست و جو دارد ز شمس مفخر تبریز پرس کاین از چیست وگر چه دفع دهد دم مخور که او دارد 947 مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد که شب ببخشد آن بدر بدره بی حد به آسمان جهان هر شبی فرود آید برای هر متظلم سپاه فضل احد
شهید وطن...

ما را در سایت شهید وطن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: golchin بازدید: 106 تاريخ: سه شنبه 7 خرداد 1392 ساعت: 14:41

صفحه بندی